تبليغاتX
MOTARJEMIN
خانهایمیلآرشیوRss
Search

گفت و گو با لطفعلي خنجي - مترجم 

موضوع: پنجشنبه 25 مهر1387 10:35

گفت و گو با لطفعلي خنجي - مترجم

ترجمه يک "فن" است

نمي توان گفت که ترجمه يک "علم" است. بهتر است بگوييم ترجمه يک "فن" است براي برگرداندن مفاهيم، از ‏فرهنگي به يک فرهنگ ديگر و نه تنها از يک زبان به زبان ديگر. البته اين حرف به معناي دست بردن در اثر نيست، ‏بلکه زماني که نوشته اي از زبان متداول در يک فرهنگ، به زبان متداول در فرهنگي ديگر ترجمه مي شود، کار ‏ترجمه بايد به گونه اي باشد، که مخاطبين فرهنگ و زبان دوم، بتوانند روح مطلب را درک کنند...‏


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دریاکناری Daryakenari@Gmail.com | لینک ثابت |

بیستم مهر ماه، روز بزرگداشت خواجه شمس الدین محمد حافظ شیرازی گرامی باد 

موضوع: شنبه 20 مهر1387 2:48

بر سر تربت ما چون گذری همت خواه/که زیارتگه رندان جهان خواهد شد

 

چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
سخن شناس نه‌ای جان من خطا این جاست
سرم بـه دنیی و عـقـبی فرو نـمی‌آید
تـبارک الله از این فتنه‌ها که در سر ماست
در اندرون مـن خسته دل ندانـم کیسـت
که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
دلـم ز پرده برون شد کـجایی ای مـطرب
بـنال هان که از این پرده کار ما به نواست
مرا بـه کار جـهان هرگز الـتـفات نـبود
رخ تو در نظر من چنین خوشـش آراسـت
نخـفـتـه‌ام ز خیالی کـه می‌پزد دل من
خـمار صدشـبـه دارم شرابخانه کجاست
چـنین کـه صومعـه آلوده شد ز خون دلم
گرم به باده بشویید حق به دست شماست
از آن بـه دیر مـغانـم عزیز می‌دارند
کـه آتشی که نمیرد همیشه در دل ماست
چـه ساز بود که در پرده می‌زد آن مـطرب
کـه رفـت عمر و هنوزم دماغ پر ز هواست
ندای عـشـق تو دیشـب در اندرون دادند
فـضای سینـه حافـظ هنوز پر ز صداست

 

When you hear the lovers’ words, think them not a mistake
You don’t recognize these words, the error must be your take.
The here and hereafter cannot tame my spirit and soul
Praise God for all the intrigue in my mind that is at stake.
I know not who resides within my heart
Though I am silent, he must shake and quake.
My heart went through the veil, play a song
Hark, my fate, this music I must make.
I paid no heed, worldly affairs I forsake
It is for your beauty, beauty of the world I partake.
My heart is on fire, I am restless and awake
To the tavern to cure my hundred day headache.
My bleeding heart has left its mark in the temple
You have every right to wash my body in a wine lake.
In the abode of the Magi, I am welcome because
The fire that never dies, in my heart is awake.
What was the song the minstrel played?
My life is gone, but breathing, I still fake!
Within me last night, the voice of your love did break
Hafiz’s breast still quivers and shakes for your sake.

 Translated by: Shahriar Shahriari

نوشته شده توسط دریاکناری Daryakenari@Gmail.com | لینک ثابت |

به مناسبت شانزدهم مهر ماه، عید بزرگ مهرگان 

موضوع: سه شنبه 16 مهر1387 11:50

Happy Mehregan!

 To know more, read it completely...


ادامه مطلب
نوشته شده توسط دریاکناری Daryakenari@Gmail.com | لینک ثابت |

 

موضوع: یکشنبه 14 مهر1387 11:43

SONG OF THE NIGHT

Khalil Gibran

The night is hushed,
And the dreams hide in silence.
The moon is rising ---
She has eyes to watch the day.

Come, daughter of the fields,
And let us go
Into the vineyards
Where the lovers meet.

For it may be
That there we, too, may quench
With love's good vintage
The drouth of our desire.

Hearken, the nightingale
Pours forth his song
Into the valleys
Which the hills have filled
With the green scent of mint.

Fear not beloved,
The stars will keep the secret of our meeting,
And the soft mist of night
Veil our embrace.

Fear not ---
The young bride of the djinns
In her enchanted cave
Lies sleeping, drunk with love,
And well-nigh hidden
From the houri's eyes.

And even should the king of the djinns pass by,
Then love will turn him back.
For is he not a lover as I am,
 And shall he disclose
That which his own heart suffers?

 

 شب در سکون است
و رویاها در سکوت مخفی.
ماه
با چشمانی برای دیدن روز .
نمودار میشود

بیا، دختر مزارع،
 بیا برویم
به تاکستانها
محل قرار عشاق.

چرا که ما نیز
شاید عطش آرزوهایمان را
با حاصل زیبای عشق
فرونشانیم

گوش فرا ده
به بلبل که نغمه سرائی میکند
در دره هائی که
پشته هایش مملو است از
رایحه ی نعنان تازه.

معشوقه ی من نهراس
 ستارگان راز دیدارمان را فاش نخواهند ساخت
و مه لطیف در اغوش گرفتنمان را
مستور خواهد ساخت 

نهراس__
عروس جوان
در غار افسون شده اش
آرمیده ست، مست از عشق
و دور از چشمان حوری

و حتی گر پادشاه از آنجا گذر کند
وی را عشق باز خواهد گرداند.
آیا او به اندازه ی من دلداده نیست
و خواهد آشکار کرد
آنچه قلبش را به درد آورده است؟
نوشته شده توسط فرهنگ Najmehfarhang@yahoo.com | لینک ثابت |

من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو 

موضوع: یکشنبه 7 مهر1387 2:34

من غلام قمرم، غیر قمر هیچ مگو
پیش من جز سخن شمع و شکر هیچ مگو

سخن رنج مگو، جز سخن گنج مگو
ور ازین بیخبری رنج مبر، هیچ مگو

دوش دیوانه شدم، عشق مرا دید و بگفت:
«آمدم، نعره مزن، جامه مدر، هیچ مگو»

گفتم: «ای عشق، من از چیز دگر می ترسم»
گفت: «آن چیز دگر نیست دگر، هیچ مگو

من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت
سر بجنبان که بلی، جز که به سر هیچ مگو»

قمری، جان صفتی در ره دل پیدا شد
در ره دل چه لطیفست سفر، هیچ مگو

گفتم: «ای دل، چه مهست این دل اشارت می کرد
که نه اندازه ی توست این بگذر هیچ مگو»

گفتم: «این روی فرشته ست عجب یا بشرست»
گفت: «این غیر فرشته ست و بشر هیچ مگو»

گفتم: «این چیست بگو؟ زیر و زبر خواهم شد»
گفت: «می باش چنین زیر و زبر، هیچ مگو

ای نشسته تو درین خانه ی پر نقش و خیال
خیز از این خانه برو، رخت ببر، هیچ مگو»

گفتم: « ای دل پدری کن نه که این وصف خداست؟»
گفت: «این هست، ولی جان پدر هیچ مگو»

هشتم مهرماه روز بزرگداشت مولانا جلال الدین گرامی باد.

نوشته شده توسط دریاکناری Daryakenari@Gmail.com | لینک ثابت |

به بهانه ی هشتم مهرماه، روز بزرگداشت حضرت مولانا 

موضوع: یکشنبه 7 مهر1387 2:3

ای بیخبر از مغز شده غره به پوست
هشدار که در میان جان داری دوست
حس مغز تن است و مغز حس جان است
چون از تن و حس و جان گذشتی همه اوست

Don't forget the nut, being so proud of the shell,
The body has its inward ways, the five senses.
They crack open, and the Friend is revealed.
Crack open the Friend, you become that All-One
.

Translated by: John Moyne & Coleman Barks

نوشته شده توسط دریاکناری Daryakenari@Gmail.com | لینک ثابت |

 

موضوع: جمعه 5 مهر1387 16:5

Dare to dream of far off lands,
Dream of deserts, covered in sand.
Dream of rainforests, trees high above
Dream of finding your one true love.
Lexi Smith

دل را به دریا بزن
و در سر بپروران رویای بودن در سرزمینی دور
رویای بودن در بیابانی از شنزار
رویای بودن در بیشه زاری از درختان سر به فلک کشیده
و رویای یافتن عشق واقعی

 

Najmehfarhang@yahoo.com

نوشته شده توسط فرهنگ Najmehfarhang@yahoo.com | لینک ثابت |

لينك باكس پنگوين 

با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.

About
I'm in Yahoo...
Google Searcher
Search in all the world & web with Google Search

Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati