MOTARJEMIN
|
|
نیما یوشیج آمریکایی
تصویر کلیشه ای نویسندگان و شاعران نابغه فیلمهای امریکایی را تصور کنید، مرد 37 ساله ای که کتابش را دستش گرفته و در به در دنبال ناشربرای چاپ کتابش میگردد. حلا فرض کنید لوکیشن ماجرا هم خیابانهای محله بروککلین در نیویورک امریکا در سال 1954 باشد. این فیلم اگر ساخته شود البته فیلم زندگی والت ویتمن(پدر شعر نو امریکا) خواهد بود. والت نتوانست هچ ناشری ا راضی کند تا " برگهای علف" را برایش چاپ کند؛ این شد که تصمیم گرفت همه پس اندازش را جمع کند و کتاب را در یک چاپخانه محلی به چاپ برساند. کل پس انداز والت کفاف چاپ 795 نسخه را داد. جورج، برادر والت، اولین کسی بود که کتاب را خواند و وقتی با حیرت آن را به والت برمیگرداند گفت که فکر نمیکند کتاب ارزش خواندن داشته باشد اما والت ناامید نشد. کتابش را که یک منظومه حماسی در قالب شعر آزاد اما بر مبنای وزن کتاب مقدس بود، برای تعدادی از شاعران و نویسندگان بنام وقت آمریکا فرستاد. اولین کسی که جواب والت را داد، امرسون شاعر بود که ان وقت در جمع های ادبی آمریکا بروبیایی داشت؛ ستایش پرشور امرسون والت را انقدر هیجان زده کرد که تصمیم گرفت چاپ دومش را به انضمام نامه 5 صفحه ای امرسون روانه بازار کند. چاپ دوم سرو صدای زیادی به پا کرد و سر و کله ی منتقدین پیداشد که به والت از هر طرف حمله کردند که باید از نوشتن این مزخرفات شرم اور و کفرامیز عذر بخواهد. با یان همه وی کوتاه نیامد و هر چند ماه یک بار مقداری شعر به کتابش اضافه مکرد و چاپ جدید را روانه بازار میکرد. والت در سال 1819 به دنیا امد و در سال 1892 از دنیا رفت. با شروع جنگ جهانی اول به صورت جدی وارد کار روزنامه نگاری شد و مقالاتش را به سبک عجیب ماورایی- حقیقی می نوشت. به اردوگاه زخمی های نیویرک میرفت و برای زخمی ها شعرهای حماسی میخواند. 6 کتاب درباره مشاهداتش ار جنگ نوشت.طوری که وی را "اولین شاعرآزادی" میخوانند.
برگرفته ار مجله همشری جوان
پ.ن : من مدتها بود که میخواستم زندگینامه کلی درباره والت ویتمن نویسنده مورد علاقه ام بنویسم و اینجا پست کنم. اما با کمال شگفتی در این شماره مجله همشهری جوان دیدم که حرفی از این شاعر توانای آمریکایی زده شده و برای همین هم متن کاملش را براتون قرار دادم. اگه پستهای قبلی را بخوونید میتونید چندتا از شعرها به همراه ترجمه ام را پیدا کنید تا بیشتر با این مرد بزرگ آشنا شوید.
نوشته شده توسط فرهنگ Najmehfarhang@yahoo.com | لینک ثابت |
One liner One liner: چند جمله ی یک خطی جالب و طنز
Don't get married. Find a woman you hate and buy her a house. It's a lot easier on you. ازدواج نکن. یه زنی پیدا کن که ازش متنفری و واسش خونه بخر. این کارخیلی راحتتر است. Losing a husband can be hard. In my case it was almost impossible. از دست دادن شوهر خیلی سخت است. و واسه من تقریبا غیرممکن است. As I said before, I never repeat myself. همونطور که قبلا گفتم من یه حرف رو دوبار تکرار نمیکنم. Lord, if I can't be skinny, please let all my friends be fat. خدایا اگه ممکن نیست که من باربی بشم پس یه کاری کن که همه ی دوستانم چاق شوند.
نوشته شده توسط فرهنگ Najmehfarhang@yahoo.com | لینک ثابت |
Despairing Cries. by Walt Whitman
گریه های نا امیدانه بی وقفه شباروز به سوی من جاری ست نوشته شده توسط فرهنگ Najmehfarhang@yahoo.com | لینک ثابت |
لينك باكس پنگوين
با ثبت وبلاگ خود در اين لينك باكس كاربران خود را تا 1000% افزايش دهيد.
|
About
![]() Google Searcher
|
Copyright 2006 - Designer: Penguin Network >Hessam Sedaghati